نوشته شده توسط در یکشنبه 2 تیر1387 ساعت 11:13 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
تبارشناسی رفتار انتخاباتی
نوشته شده توسط در چهارشنبه 8 خرداد1387 ساعت 5:42 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
از زماني كه در دهه پاياني هزاره دوم ميلادي پايه هاي ابر قدرت پيشين يعني اتحاد جماهير شوروي فروريخت و با وجود گذشت نزديك به دو دهه از اين واقعه هيچگاه قاعده اي به جاي موازنه قوا ( دو قطبي مبتني بر موازنه ترس ) براي تعريف معادلات جاري سياست بين الملل شكل نگرفت. تلاش يكجانبه امريكا براي گسترش نفوذ و هژموني اش در جهان؛ قدرت يافتن كشورهاي چين و هند و اعتماد به نفس يافتن جهان اسلام٬ تلاش اتحاديه اروپا براي كاهش وابستگي اش به آمريكا و تشكيل يك قدرت سياسي متحد و نهايتاً تلاش كشورهاي مختلف براي ارتقا جايگاهشان در نظام بين الملل٬ روندهاي موجود در روابط بين الملل طي اين دو دهه را شكل داده اند.
آمريكائيان سرمست از به زير كشيدن ابر قدرت شرق بر كوس نظم نوين نواختند و در طبل تك قطبي كوبيدند. اين نظم در ابعاد اقتصادي٬ سياسي و فرهنگي نيز توسط دانشمنداني چون برژينسكي٬ مك لوهان٬ فوكوياما و هانتينگتون انديشه پردازي گرديد.
امروزه اما به كارگيري اين تئوري ها در قالب سياست نومحافظه كارانه در ايالات متحده امريكا شرايطي را در جهان پديد آورده است كه آرامش ناشي از جنگ سرد را به يك آرزو تبديل كرده است. با اين حال٬ طرح ها و سياست هايي كه آمريكا در جهان دنبال مي نمايد نشان مي دهد كه اين ابرقدرت با اتكا به تفوق بي بديل اقتصادي و نظامي اش همچنان به صورت يكجانبه در حال گسترش هژموني اش در جهان است.
يكي از آخرين اقدامات آمريكا در اين زمينه طرح ايجاد سامانه دفاعي موشكي در جمهوري هاي چك و لهستان است كه نارضايتي نسبي اروپاي غربي و واكنش تند روسيه را بدنبال داشت چنانكه روسيه يك موشك بالستيك چند كلاهكي را آزمايش كرد و حتي تهديد نمود كه موشك هاي بالستيك اش را دوباره به سوي اروپا نشانه خواهد گرفت. رهبران روسيه از يكسو به مقابله در اين زمينه پرداخته اند و از سوي ديگر پيشنهادهايي براي مشاركت در اين زمينه ارائه نموده اند.
براي فهم دقيق تر اين طرح و واكنش روسيه مي توان به نكاتي اشاره كرد.
1. ايجاد سامانه دفاع موشكي از سوي امريكا در چك و لهستان در چارچوب كلي سياست امنيتي و نظامي امريكا در جهان قابل فهم است. اين كشور همچنان به دنبال گسترش مرزهاي دفاعي خويش است و بر اساس دكترين موجود دفاع تهاجمي مرزهاي فرا آتلانتيكي تعريف مي شوند.
ايجاد سامانه دفاع موشكي از يك سو مقابله با تهديد ناشي از روسيه٬ چين٬ خاورميانه و خاوردور را دنبال مي نمايد و از سوي ديگر نشان از برتري يافتن اروپاي مركزي در سياست خارجي امريكا دارد. در آستانه جنگ عليه عراق و به دنبال مخالفت برخي كشورهاي اروپاي غربي با اين جنگ٬ دونالد رامسفلد وزير دفاع وقت ايالات متحده امريكا با لحني سرزنش آميز اروپاي غربي را اروپاي كهنه و اروپاي مركزي و شرقي را اروپاي نوين ناميد. اين اروپاي به اصطلاح نوين مي تواند نقش بهتري در سياست خارجي امريكا ايفا نمايد؛ هم از آن رو كه از وابستگي بيشتري برخوردار است و هم از اين جهت كه نقش بيشتري را در زمينه مقابله با نفوذ روسيه در اروپا بازي مي نمايد. تظاهرات و اعتراضات در سفر بوش به آلمان و استقبال گسترده از او در آلباني٬ لهستان و بلغارستان در هفته گذشته تفاوت اروپاي قديم و جديد را به نمايش مي گذارد.
اما با وجود تعارفات موجود ميان رهبران دو كشور روسيه و امريكا ترديدي نيست كه يكي از اهداف اصلي امريكا از ايجاد سامانه دفاع موشكي در چك و لهستان مقابله با روسيه و كاهش بيشتر نفوذ اين كشور در اروپاي شرقي و آسياي مركزي و قفقاز است.
2. عكس العمل روسيه به اين طرح را نيز با توجه به وضعيت كنوني روسيه و قواعد حاكم بر سياست اين كشور مي توان تحليل نمود. از نگاه نگارنده سياست خارجي روسيه عصر پوتين در قبال امريكا را مي توان " دكترين مشاركت و مقاومت " ناميد. روسيه در اين دوره در چارچوب يك سياست خارجي غير ايدئولوژيك و كاملاً عملگرا كه حاضر نيست بدون در نظر گرفتن فايده اي هزينه اي بنمايد با پذيرش ساختارهاي موجود نظام بين الملل به دنبال كسب جايگاه مناسب خويش در اين عرصه است و به همين دليل ميدان بازي بزرگي را براي مشاركت و همكاري با آمريكا و اروپا پيش روي خود مي بيند. در عين حال به صورت متواتر و مكرر به مقابله و مقاومت در برابر هژموني و تك روي امريكا بر مي خيزد. روسيه در مقابل اين يكجانبه گرايي به شكل هاي مختلف مقاومت هر چند محدود خويش و به تعبير ديگر استقلال سياست خارجي خويش را به نمايش گذاشته است.
دكترين نظامي روسيه اما هنوز و با وجود گذشت نزديك به دو دهه داراي ويژگي عكس العملي است. اگر طي سال هاي گذشته دكترين نظامي روسيه در يك نوبت در سال 1997 رويكرد اوراسيايي يافت و در سال 2000 به ناتو به عنوان يك تهديد نگريست و در سال 2003 حق دفاع پيشگيرانه را براي روسيه ايجاد كرد اما هنوز به مقدار زيادي خالي از ابتكار و عكس العملي است. شايد توان و استحكامي كه روسيه در عصر پوتين يافته است هنوز قدرت كافي را براي ورود روسيه به اين عرصه ايجاد نكرده است.
از سوي ديگر نيز تجربه روسيه در ورود به جنگ ستارگان و شكست در اين رقابت موجب شده است كه از هر گونه ورود به رقابت تسليحاتي جديد اجتناب نمايد. شايد پيشنهاد هاي متفاوت و مكرر روسيه به امريكا براي مشاركت در طرح سپر موشكي نيز در اين راستا قابل تحليل باشد. روسيه از سويي تلاش مي نمايد در تعريف دشمن فرضي مورد نياز سياست خارجي امريكا مشاركت كند و از سوي ديگر طرح كشاندن روسيه تجهيز شده به سرمايه هاي ناشي از فروش انرژي به يك رقابت جديد تسليحاتي را با شكست مواجه نمايد.
3. پيشنهاد نهايي پوتين رئيس جمهور روسيه به رئيس جمهور امريكا در زمينه بهره برداري مشترك از پايگاه راداري " قبله " در آذربايجان مي توانداهداف متفاوتي را دنبال نمايد. پايگاه قبله كه در سال 1360 به بهره برداري رسيد اگر چه همچنان كه رئيس جمهور روسيه اشاره كرده است نياز به نوسازي دارد اما از توانايي قابل توجهي براي كسب اطلاعات از ايران٬ تركيه٬ كشورهاي عربي و خاورميانه و حتي شرق دور برخوردار است. به نظر مي رسد ارائه اين پيشنهاد بيش از مشاركت در اين زمينه٬ هدف به نمايش گذاشتن مقاصد امريكا از ايجاد سپر موشكي را دنبال مي نمايد و با اين پيش فرض ارائه گرديده است كه امريكا حاضر به كنار گذاشتن طرح موجود و انتخاب اين جايگزين نيست. بايد در نظر داشت كه طرح كنوني امريكا ايجاد يك مجموعه شامل ده رهگير در لهستان و يك سيستم راداري در چك است و سيستمي را كامل مي كند كه در حال حاضر در ايالات متحده٬ گرينلند و بريتانيا مستقر است در حاليكه پايگاه قبله تنها شامل يك سيستم راداري است.
4. نامطلوبب ترين برآيند شرايط موجود اين است كه روسيه در ضمن مذاكرات و احتمالاً در قبال امتيازاتي به صورت دو فاكتو ايجاد سامانه دفاع موشكي را بپذيرد و در پي آن همكاري ميان امريكا و روسيه براي بهره برداري از پايگاه قبله شكل گيرد. در اين صورت منافع مشترك و دراز مدت منطقه اي به مقدار زيادي تحت الشعاع تعاملات بازيگران بزرگ قرار مي گيرد. طبيعتاً ارائه اين پيشنهاد از سوي روسيه ابهاماتي را در ذهن كشورهاي منطقه و همسايگان جنوبي ايجاد مي نمايد و احساس ناخوشايندي در فضاي همكاري فيمابين فراهم مي كند. در عين حال توجه هر كشور به جايگاه آن در سياست خارجي كشور مقابل مي تواند به فهم عميق تر و تحليل شرايط موجود كمك نمايد. در مورد روسيه نيز مي بايست هم به جايگاه پررنگي را كه امريكا٬ اروپا و خارج نزديك در سياست خارجي اين كشور اشغال مي نمايد و هم به طيف هاي رنگارنگ و گروه بندي هايي كه سياست خارجي اين كشور را شكل مي دهند توجه نمود
نویسنده:دکتر سنایی
نوشته شده توسط در پنجشنبه 15 آذر1386 ساعت 10:50 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
پایان جنگ جهانی اول برای امپراطوری عثمانی که به مرد مریض اروپا شهرت یافته بود . به معنای پایان یک عمر امپراطوری خلیفها در اروپا و سیطره آنها بر بخشهایی از اروپای شرقی بود . در همان اوان تعدادی از روشنفکران و شخصیتهای نظامی همچون مصطفی کمال لزوم نوسازی را درک نموده و با انقلابی تمامیت خواهانه توانستند قدرت سیاسی را در ترکیه قبضه کنند . بسیاری از علمای سیاسی دولت مصطفی کمال را یک دولت بنا پارتیستی می دانستند که با شروع آن حکومت دیا لکتیک دولت مدرن مطلقه همانند اروپا در ترکیه شکل گرفت . اما واقعیت این است که به صرف تغییر در سیستم حکومتی از پادشاهی به جمهوری ، نوشتن قانون اساسی و برگزاری انتخابات نمی توان گفت که ترکیه به چنان سمت و سویی حرکت کرد . زیرا اگر دولتهای مطلقه را محصول تغییر در وضعیت اقتصادی- اجتماعی بدانیم که منجر به حذف فئودالیسم و رواج شهر نشینی و درنتیجه ظهور طبقه بورژوا گردید که متعاقب این دو تغییر و متناسب با آن تغییر در ساختار سیاسی نیز شکل گرفت . هیچکدام از این تحولات در ترکیه صورت نگرفت . نویسنده :شاهو حسینی منبع: مجله مهاباد شماره۷۷
نوشته شده توسط در جمعه 2 شهریور1386 ساعت 10:30 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
زماني كه ولاديمير پوتين رئيس جمهور روسيه در اجلاس سفراي روسيه در مسكو سخنراني ميكرد به ضعف ادراك از تحولات ميداني و گزارشات غيركاربردي و ناتوانايي در تاثيرگذاري در سياست خارجي مختصر و مفيد اشاره كرد. ليكن بي توجهي دستگاه سياست روسيه به چگونگي استفاده از ديپلماسي و افزايش توان ملي روسيه كماكان ادامه دارد و ديپلماسي روسي بدليل پراكندگي و ادراك متفاوت از صحنه و روند جهان نمي تواند با واكنش سريع و مطلوب پاسخ دهد و بهمين دليل است كه بي تفاوتي شگفت انگيزي در حوزه هاي مختلف و حتي حساس ژئواستراتژي روسيه مشاهده مي شود.
نوشته شده توسط در چهارشنبه 16 خرداد1386 ساعت 7:22 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت

شاهو حسینی ـ مهاباد
پایان جنگ سرد تنها پایان یک رقابت ایدئولوژیک سیاسی- اقتصادی میان دو ابر قدرت و هم پیمانانشان نبود.بلکه پایانی بود. بر اکثر الگوهای وستفالیایی حاکم بر مناسبات سیاسی،علمای سیاسی امروز معتقدند.که با توجه به الگوی تمدنی ، برخوردهای جهان بیشتر در حوزهای فرهنگی روی خواهد داد.به طوری که تفاوت فرهنگی به صورت شکاف فعالی در حوزهای اجتماعی صف بندی های سیاسی را آرایش می دهد.آنها معتقدند،که ساختارهای سیاسی سرکوبگر و رژیم های غیر دمکراتیک به دلیل ماهیت پیشا دمکراتیک و پیشا جهانی شدن و حاکم بودن الگوهای هنجاری متناسب با دوران جنگ سرد و سیستم موازنه ی قوای دو قطبی،فاقد انعطاف و پتانسیل لازم برای برخورد با این چالشها هستند.از جملهی این رژیمها،رژیم
حاکم بر ترکیه می باشد.با توجه به شکل گیری شالوده ی اتحادهای پس از جنگ سرد بر اساس مشترکات دینی، فرهنگی و فومی، به نظر می رسد. حاکمان ترکیه هنوز منافع ملی و امنیت ملی خویش را بر اساس مناسبات حاکم بر دوران جنگ سرد که در آن ترکیه به دلیل وضعیت ژئوپلتیکی خود، از یک برتری ژئو استراتژیکی بر خوردار بود، پیگیری و تعریف می نماید.
نوشته شده توسط در سه شنبه 15 خرداد1386 ساعت 11:26 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
شاهو حسینی_مهاباد

بدون شک از سده چهاردهم ميلادي به بعد که قدرتهاي اروپايي در صدد دسترسی به شرق دور برآمدند از اهمیت استراتژیک خاورمیانه آگاه شدند. تا به امروز این منطقه هم به لحاظ ژئوا ستراتژیکی و از زمان پیدایش نفت به لحاظ ژئواکونومیک اهمیتی حیاتی پیدا کرده است. کشف چاههای نفت که بنیادی ترین نقش در تحولات تکنولوژیکی غرب و به تبع آن توسعه روزافزون اقتصادی را به دنبال داشت؛ باعث حضور قدرتهای بزرگ در این منطقه و تبیین استراتژیهای خود بر اساس میزان دسترسی و حفاظت از منابع خود در منطقه جهت دوام و پایداری توسعه کشورهایشان گردید. پایان جنگ جهانی در ژئوپلتیک روابط بین الملل تحولات عظیمی را به دنبال داشت و منجر به خروج بریتانیا و جایگزینی آمریکا از دهه هفتاد به طور گسترده شد. آمریکا در این دوره که در یک رقابت ایدئولوژیک با جهان شرق به سر می برد. برای تثبیت هژمونی خود در نقاط استراتژیک که مهمترین آن اروپا و خاورمیانه بود. طرحها و دکترینهای گوناگون را طراحی و اجرا نمود که اصلی ترین آن طرح مارشال برای بازسازی اقتصادی اروپا بود. آمریکا بدین وسیله توانست نظم اقتصادی جهانی را مطابق اهداف خود تعریف نماید. در حوزه سیاستهای امنیتی، از اصلی ترین دکترینهای آمریکا، که در دوران جنگ سرد برای دفاع از منافع و دستاوردهای خود و هم پیمانانش طراحی شد؛ دکترین ترومن بود. ریشه اصلی این دکترین گزارش جرج کنان، از اعضای سفارت آمريکا در شوروی بود. او در آن گزارش برای و بازدارندگی شوروی و مقابله با نفوذ کمونیسم در مناطق استراتژیک، به دولت آمریکا توصیه کرد که نیروهای همسنگی در مناطق آزاد بلوک غرب و اقمارش مستقر کند و با ایجاد حصار به دور بلوک شرق از دسترسی شوروی به جهان آزاد جلوگیری شود. این محاصره حوزه های اقتصادی، سیاسی و نظامی را در بر می گرفت. از جمله راهکارهای این دکترین، ایجاد پایگاههای نظامی در کشورهای متحد بلوک غرب، پیش گیری از دسترسی بلوک شرق به اعتبارات بانک جهانی و صندوق بین المللی پول و فشار بر کشورهای این بلوک از طریق سازمانهای بین المللی بود.
از جمله کشورهایی که این دکترین از دهه 50 به بعد روی آن تأکید کرد، ترکیه بود. ترکیه به دلیل وضعیت ژئوپلتیکی خاصش که در امتداد مرزهای شوروی با آذربایجان، گرجستان، ارمنستان مرزی خشکی و با اوکراین در حوزه دريای سياه مرز دریایی داشت؛ علاوه براین سیطره و کنترل تنگه های استراتژیک بسفر و داردانل را که از راههای اصلی دسترسی شوروی به آبهای آزاد بود در اختیار داشت اهمیت استراتژیک پیدا کرد. مجموعه این عوامل باعث شد تا ترکیه به سرعت وارد پیمان ناتو گشته و به متحد استراتژیک آمریکا بر اساس آموزه هاي دکترين ترومن برای پیشگیری از هرگونه تهدید شوروی علیه چاههای نفت خاورمیانه، تبدیل شود. آمریکا برای پیشگیری از تهدیدات شوروی تلاش کرد تا با استقرار یک سیستم از پایگاههای هوایی و دریایی دسترسی کامل به خاورمیانه و شمال آفریقا را داشته باشد. این تحرکات در واقع مطابق استراتژی مهار سرزمین حاشیه برنامه ریزی شده بود. مطابق این استراتژی پایگاههایی در اطراف شوروی و اقمارش تعبیه گردید . استراتژیک ترین پایگاههای ایجاد شده که رابط و پیوند دهنده پایگاههاي اصلي بودند عبارت بود از پیشروی ناتو و ایجاد پایگاه در ترکیه به عنوان حلقه غرب و پیشروی سنتو به پاکستان به عنوان حلقه شرقي، در دهه 50 شتاب نفوذ شوروی در مصر، عراق، الجزایر، لیبی، یمن شمالی و جنوبی و سوریه که همراه بود با فروش مقادیر زیادی جنگ افزار، اعزام مستشاران نظامی، طراحی و تدوین استراتژیهای دفاعی برای این کشورها، بیشتر شد. آمريکا براي جلوگيري از نفوذ شوروی، از ترکیه به عنوان مهمترین حوزه نفوذ جهت مقابله استفاده می کرد به طوریکه ترکیه میزبان تأسيسات گوناگون آمريکا گردید. از جمله آنها پایگاههای هوايی و دریایی، ايستگاههايي براي سیستم های راداری علائم اطلاعاتي و ايستگاههاي لرزه نگاري را می توان نام برد. با این روند، ترکیه تا پایان جنگ سرد به عنوان متحدی استراتژیک اهمیتی بسیار داشت. به عبارتی دیگر اهمیت استراتژیک ترکیه به عنوان یک معلول، تحت تأثير حضور تهدیدات شوروی به عنوان علت، شکل گرفته بود. اما با پایان گرفتن جنگ سرد و ضرورت تبیین استراتژی امنیتی جدید در آمریکا مطابق و موافق با تحولات جهانی، بدون تردید درجه اهمیت متحدان و نوع نگرش آمریکا به این متحدان تغییرات چشمگیری یافت. زیرا آمریکا همواره از دریچه استراتژیهای امنیتی اش به متحدان می نگریست که از جمله دلایل آن الف: با استمرار پیشرفتهای تکنولوژیکی در زمینه جنگ افزارها، هواپیماها و ماهواره ها به تدریج ضرورت داشتن پایگاه در مناطق دور برای آمریکا بی اهمیت شد. ب: تحولات پس از جنگ سرد که منجر به اضمحلال شوروی و بلوک شرق گردید باعث شده که امروزه ناتو تا شرق روسیه پیشروی نموده و تهدیدات شوروی سابق برای حوزه های نفتی کاملا از بین برود در نتیجه اهمیت ترکیه به عنوان یک حوزه ژئوپلتیکی که نقش بازدارندگی داشت از بین برود.
پس از حمله آمريکا به عراق و سرنگوني صدام، استراتژیستهای آمریکایی بر اساس طرح نظم نوین جهانی، ایجاد صلح و دمکراسی و تغییر در ژئوپلتيک نرم ( جريان قدرت در درون جامعه و ساختار سیاسی) در منطقه و به خصوص عراق حضور خود را تحکیم نمودند. آنها برای تحقق اهداف و منافع خود با هرگونه مانعي به شدت برخورد کردند و هرگونه تحولي را که موافق و موازي اهداف و منافع آنها بود تقويت نمودند. از جمله مواردی که تقویت شد شکل گیری حکومت جدید، تثبیت و به رسمیت شناختن حریم فدرالی کردستان، تدوین قانون اساسی و رأی آوردن آن با حدود 80 درصد آراي مردم، شفاف شدن آينده کرکوک در قانون اساسی بودند. آمریکا در این حوزه همه موارد ذکر شده را تقویت کرد و هرگونه تهدید علیه موارد فوق را که مهمترین آنها طرح بیکرـ همیلتون بود از رده خارج کرد. اکنون مدتی است با توجه به این که زمان قانوني روشن شدن آینده کرکوک با مراجعه به قانون اساسی و آرای مردم فرا رسیده ترکیه تحرکات و تهدیداتی را شروع نموده و بسیاری از تحلیلگران چنین پیش بینی نموده اند که در صورت تصادم کردها و ترکها، آمریکا به نفع ترکها از کردها چشم پوشی خواهد نمود. این تحلیل متأسفانه از ضعفهای نظری زیادی رنج می برد.
عراق هم اکنون در حوزه سیاسی تحت قيمومیت غير مستقیم آمريکا و در حوزه نظامي ـ امنيتي تحت قيمومیت مستقیم اين کشور قرار دارد. با توجه به این که کرکوک و حریم فدرال کردستان جزوي از عراق می باشند بنابراین شامل این قیمومیت هستند. همچنین عراق مرکز ثقل و کانون اصلی آمریکا برای شروع و گسترش تحول در خاورمیانه است. هرگونه تهدیدی در این حوزه ژئوپلتیکی به مثابه تلاش برای ناکام گذاشتن آمریکا در دستیابی به اهدافش می باشد و همچنانکه پیشتر نیز بیان شد آمریکا به شدت با آن مقابله می کند.
نتيجه آن که تحرکات و تهديدات ترکیه، به هيچ عنوان چالشی برای کردها نیست بلکه تقابلی است با آمریکا. به عبارتی ساده تر تحرکات ترکیه در این حوزه تهدید علیه استراتژی و منافع آمریکا در منطقه است. ترکیه به خاطر سه موضوع چند ده سال است که در خواستش برای ورود به اتحادیه اروپا و در گذشته جامعه اقتصادی اروپا معلق مانده الف:به خاطر رسمیت نشناختن قبرس به عنوان عضوی از اعضای اتحادیه اروپا ب: خودداري از قبول واقعه قتل و عام ارامنه ج: مشکلات حقوق بشر و تعرضات گسترده به حقوق کردها و سرکوب آنها. ترکیه از تغییرات استراتژیکی در نگرشهای راهبردی آمریکا در باره خود به خوبی آگاه است و به شدت احساس تنهایی می کند. زیرا هنوز به طور کامل در آغوش اروپا آرام نگرفته، به دلیل حذف شوروی و پایان جنگ سرد از درجه اهمیتش نزد آمریکا به شدت کاسته شده، با چالشهای داخلی بسیاری روبروست. بنابراین حضور در اتحادیه اروپا برای ترکیه نقشی حیاتی دارد. این کشور به جای تبیین سیاست خارجی و باز تعریف امنیت ملی به طور واقع گرایانه با دست زدن به تهدیدات و تحرکات انحرافی در صدد گشودن جبهه اي جديد جهت استفاده از آن برای معامله با اروپا می باشد به عبارتی دیگر ترکیه می خواهد این موضوع را به عنوان پروژه اصلي و کانون گفتگو جهت پیوستن به اتحادیه اروپا و فشار بر آمریکا جهت اعمال نفوذ آمريکا براي ایجاد سهولت در پذیرش این کشور به شمار مي آورد. اما واقعيت اين است که تهديد حریم کردستان و دخالت در کرکوک از طرف ترکیه به عنوان کشوری که در حوزه ژئوپلتیکی اروپا قرار گرفته تهدید مستقیم تمامیت ارضی عراق است که در حوزه ژئوپلتیکی آسیا قرار دارد. در نتیجه این موضوع علاوه بر اینکه به شدت خشم اروپائیها را به دنبال خواهد داشت تهديدي جدي عليه منافع آمريکاست. که البته کنگره آمریکا با در دستور کار قراردادن لايحه محکومیت قتل و عام ارامنه ترکیه و تلاش برای تصویب آن در روزهای آتی، ترکیه را با چالشهای اساسی روبرو کرده به طوریکه ترکیه نه تنها نتوانسته به مقصد خود برسد بلکه باری به مشکلات او در جهت ورود به اتحادیه اروپا نیز افزوده شده است.
نوشته شده توسط در سه شنبه 15 خرداد1386 ساعت 11:13 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
نوشته شده توسط در جمعه 7 اردیبهشت1386 ساعت 12:56 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
Shaho_huseni@yahoo.com
يةکةم: لةبةر ضاو طرتني هصندص أص و شوصني ئةمني بؤ کةم کردنةوةي خةسارةت
دووهةم: هةوپ بؤ لة نصو بردن يان کةم کردنةوةي هةأةشة لة سةرضاوةأا. توصذةراني ئةم بووارة لة سةر ئةم باوةأةن کة بة لةبةر ضاوطرتن و أةضاوکردني ئةمنييةتي نةتةوةيي دةکرص لة بةرامبةر بةشصکي زؤر لة هةأةشةکان شصوةي بةربةرةکاني ثصويست و طونجاو طةلآپة بکرص.
کؤتايي شةأي دووهةمي جيهاني بؤ ئورووثا وصرانصکي زؤري بة دواوة بوو. بة جؤرص کة ولآتاني ثصشکةوتوو و دةوپةمةندي وةک بريتانيا، فةرانسا و ئاپمانيا بة هؤي شةأ تووشي بارودؤخصکي يةکجار زؤر نالةباري ئابووري هاتن لةو نصوةدا ويلايةتة يةک طرتووةکاني ئةمريکا لة باري ذصئؤثؤلةتيکةوة بة هؤي دووري لة بةرةکاني شةأ، نة تةنيا تووشي خةسارةت نةبوو. بةپکة تواني لةباري ثصشکةوتي سةنعةتي و ئابووري بة جؤرص ثةرة بستصني کة بؤ ئاوةدان کردنةوةي سةرلةنوصي وصراني ثاش شةأ، طةلآپةي مارشاپ ثصشکصش بکات. هةروةها يةکصتي سؤظييةتيش " کة تا ئةودةم ئورووثا دووجار ببوو بة هؤي هةپطيرساني شةأ و هصرش بؤ سةر سؤظييةت" تواني أؤذهةلآتي ئورووثا داطير بکات و وةک لةمثةرصک لة بةرامبةر هصرشي ضاوةأوان نةکراو بؤ سةر سؤظييةت کةپکي لص وةربطرص. بة واتايةکي تر يةکصتي سؤظييةت تواني بة ئامصري ئايدؤلؤذيک باپي بکصشصتة سةر أؤذهةلآتي ئورووثا. لة أاستي دا سؤظييةت بة داطير کردني أؤذهةلآتي ئورووثا و ثةرةي جواغرافيايي دةيهةويست کةندوکؤسثي ذصئؤئيستراتذيکي خؤي کة بةرهةمي کةم بةهرةيي ذصئؤثؤلتيکي سؤظييةت بوو، قةرةبوو بکاتةوة. کؤتايي شةأ بؤ ئورووثايي يةکان جطة لة وصراني ئاکامصکي تاپي تريشي هةبوو؛ ئةويش دابةزيني طةورة زلهصزةکاني وةک بريتانيا و فةرانسا و ئاپمانيا بؤ ثلةي دووهةم و سصهةمي دةسةلآت لــة ئاستي نصونةتةوةيي دا بوو. بة جؤرص کة کةش وهةواي دةسةلآتي نصونةتةوةيي تا ثصش شةأي دووهةمي جيهاني خاوةن سيستمي هاوسةنطي هصز و دةسةلآتي فرة لايةن بوو، لةثاش کؤتايي شةأ و دابةزيني زلهصزةکاني ئورووثا، بةستصني دةسةلآتي
نصونةتةوةيي بوو بة خاوةني سيستمي هاوسةنطي هصز و دةسةلآتي دوو لايةنة. لايةنصک يةکصتي سؤظييةت و بةرةي کؤمؤنيزم و لايةنصک ئةمريکا و بةرةي کاثيتاليزم. کؤتايي شةأي طةرمي دووهةم، سةرةتايةک بوو بؤ دةسثصکي شةأصکي سارد و ئايدؤلؤذيک کة هةتا کؤتايي دةيةي هةشتا درصذةي هةبوو.
لةو سةردةمةدا ويلايةتة يةک طرتووةکاني ئةمريکا خاوةن ستراتذصکي يةک طرتوو بوو بؤ بةربةرةکاني لةطةپ بةرةي کؤمؤنيٍزم. ئةو ستراتذية بة هؤي لة ئارادا بووني شةأي سارد زؤرتر خاوةن دياردةي نيزامي بوو. واتة بنةماي ستراتذي ويلايةتة يةک طرتووةکاني ئةمريکا لة سةردةمي شةأي سارد هصز و تواناي نيزامي بوو. لةو سةردةمةدا بةرطصأةوةيي (بازدارندطي) دةورصکي سةرةکي لة ستراتذي ئةمريکادا دةطصأا. بنةماي سةرةکي بةرطصأةوةيي، لة سةر ئةم ئيدةية دامةزرابوو کة ضلؤن و بة ض شصوةيةک دةکرص بةرطري بکرص لة ئاکاري هصرشکارانةي يةکصتي سوظييةت. بؤ ئةم مةبةستة ستراتذيستةکاني ئةمريکا بأوايان وابوو کة بةرطصأةوةيي بة دوو شصوة دةتوانص کارامة بصت.
ئةلف ـ هةأةشة بة سزادان و سزداني لة کاتي هصرش دا
ب ـ بة قةناعةت طةياندني يةکصتي سؤظييةت و بةرةي کؤمؤنيزم بةو قةناعةتة کة ضما هصرش بکات بة هؤي بةرثةرض دانةوةي توندو تيذ لة لايان ئةمريکاوة ناتوانص بة ئامانجةکاني بطات. ئةم ستراتذية ( بةرطصأةوةيي) لة أاستي دا لة ثاش هصرشي ئةتؤمي ئةمريکا بؤ سةر هيرؤشيما و ناکازاکي سةري هةپدا. کاتص کة ستراتذيتةکاني ئةمريکا ئاطاداري هصزي يةکجار زؤر وصرانکةري ئةم ضةکة بوونةوة.
بةلآم لة ثاش أووخاني ديواري بةرپين (1989) و کؤتايي شةأي سارد، بة باوةأي ستراتذيتةکاني ئةمريکا بةرطصأةوةيي کة بةرهةمي جيهاني خاوةن سيستمي هصز و دةسةلآتي دوولايانة بوو، ئيتر ئيعتباري خؤي لة دةس دا. ئةم أةوتة بة هصنانة ئاراي نةزمي نوصي جيهاني لة سةرةتاي دةيةي نةوةد بة هؤي جؤرج بووشي باوک دةسص ثصکرد و لة ثاش کارةساتةکةي يانزةي سيثتامبر و ثةرةي تصرؤريزم، هةأةشةي حکوومةتة سةرةأؤکان و مةترسي ضةکي کؤکؤذي، بايخصکي زياتري ثةيدا کرد. ستراتذيستةکاني ئةمريکا يةک لا ببوونةوة کة ولآتةکةيان ثصويستي بة ستراتذي ئةمينييةتي نةتةوةيي تازة هةية. ئةمةش بة هؤي هاتنة ئاراي سيستمي هصز و دةسةلآتي تةک ـ فرةلايان بوو کة بةرهةمي ئاپ وطؤأصکاني جيهان ثاش کؤتايي شةأي ساردة. أةوتي ئاپ وطؤرصکاني ثاش شةأي سارد، بوو بة هؤي ئةوة کة ستراتذيستةکاني ئامريکا سةرجةم سص طةلآپة ئامادة بکةن. هصز و دةسةلآتي نيزامي بنةماي سةرةکي هةر سصي ئةم طةلآلآنةية بؤ ثصک هصناني ئةهةوةني لة ناوخؤ و لة دةرةوة.
بةلآم ئةم سص طةلآپةية لةمةأ ضلؤنايةتي کةپک وةرطرتن لة هصزي نيزامي لةطةپ يةک جياوازيان هةية. ئةم سص طةلآپةية بريتين لة:
1ـ زاپ بووني نيزامي ئةمريکا و ئاکاري بةرطصأةوةيي.
2ـ جيهاني ئةهوةن بة ثصي دةسةلآتي ئةمريکا و بةرطري کردن.
3ـ نةزمي جيهاني بة ثصي هاوکاري هةمةلايةنة.
طةلآپةي يةکةم لة لايةن موحافيزةکاران و نصئؤ موحافيزةکاراني حيزبي کؤماريخوازي ئةمريکاوة ئامادة کراوة. ئةوان بأوايان واية کة سص کوضکةي تصررؤريزم، حکوومةتة سةرةأؤکان و ضةکي کؤکوذي، طةورةترين هةأةشة و مةترسي بؤ سةر ويلايةتة يةک طرتووةکاني ئةمريکان. لايةنطراني خاپي يةکةم بةو قةناعةتة طةويشتوون کة بة هؤي وت ووصذ و کةپک وةرطرتن لة ديثپؤماسي، ناکرص حکوومةتاني سةرةأؤ و طرووثة تصرؤريستةکان بطةيةنينة ئةو قةناعةتة کة دةس لة ئاکاري هصرش کارانة بؤ سةر ئامريکا و ضةوساندنةوةي نةتةوة ذصردةستةکان هةپطرن. هةروةها ضاوةأوان ناکرص بة هؤي ئيتلافصکي نصونةتةوةيي ( کة وةديهاتني مةحاپة) بةربةرةکاني لةطةپ ئةم هةأةشانة بکرص. هصرش بؤ سةر تاليبان و سةددام لةم ضوارضصوةيةدا بوو.
طةلآپةي دووهةم، لة لايةن هصندصک لة ميانةأةوةکاني حيزبي کؤماريخواز و زؤرينةي ليبراپة ميانةرةوةکاني حيزبي دصموکرات ثشتيواني لص دةکرص. لايةنطراني ئةم طةلآپةية وةک لايةنطراني طةلآپةي يةکةم باوةأيان بةوة هةية کة تيرؤريزم، حکوومةتة سةرةأؤکان و ضةکي کؤکوذي طةورةترين هةأةشةن بةلآم بةثصضةوانةي طةلآپةي يةکةم لة سةر ئةم باوةأةن کة لة هةموو کاتصک دا ناکرص يةک لايةنة و بةکةپک وةرطرتن لة هصزي نيزامي لةطةپ ئةم هةأةشانة بةربةرةکاني بکرص. بة باوةأيستراتذيستةکانيئةم طةلآپةية، باشترين ئاکار بؤ لة نصو بردني ئةم هةأةشانة کةپک وةرطرتن لة دةسةلآتي سياسي ئةمريکا بؤ بةدي هصناني هاوثةيماني نصونةتةوةيي هاوکات لةطةپ ثشتيواني نةتةوة يةک طرتووةکان و لة ثاشان کةپک وةرطرتن لة هصزي نيزاميية. هصرشي هاوثةيمانصتي ئةمريکا و ناتؤ بة ثشتيواني نةتةوة يةک طرتووةکان بؤ سةر حکوومةتي ميلؤشؤويض لة سةردةمي سةرؤک کؤماري کلينتؤن لة ضوارضصوةي ئةم ستراتذية دا بوو.
طةلآپةي سصهةم لة لايةن بةشصک لة ليبراپةکاني حيزبي دصموکراتةوة ئامادة کراوة. لة ثاش کؤتايي شةأي سارد ستراتذيستةکاني ئةم طةلآپةية بةو قةناعةتة طةيشتن ئةطةر لة سةردةمي شةأي سارد هةأةشةي نيزامي بةرةي
کؤمؤنيزم مةترسي سةرةکي بوو، ئصستا ئةو مةترسيية نةماوة. کةوابص ئةو سةرضاوة ئابووريانة کة بؤ لة ناوبردني هةأةشةکان لةو سةردةم دا خةرج دةکران، دةبص ئةمأؤ بؤ لة نصو بردني نةداري نصوخؤيي، ثةرةي فصرکاري و بارهصنان، بةربةرةکاني لةطةپ قاضاغي ماددة سأکةرةکان و ثاراستني ذينطة خةرج بکرص. ئةوان بأوايان واية کة ئةطةرضي تيرؤريزم و حکوومةتة سةرةأؤکان و ضةکيکؤکوذي لة کورت خايةن دا هةأةشةن بؤ سةر ويلايةتة يةک طرتووةکاني ئةمريکا، بةلآم لة درصذخايةن دا نةداري لة ئاستي جيهان، ثتر ذصر ثص خستني ياسا و دوور کةوتنةوةي ولآتاني هاوبيروأاي ئةمريکا لةم ولآتة، زؤر زياتر لة هةأةشةکاني ثصشوو بؤ ئةمريکا مةترسيدارة. شک لةوةدا نية کةپک وةرطرتن لة "زؤر" (شةأي بةرطريانة) وةک بنةماي سةرةکي ستراتذي ئةمنييةتي نةتةوةيي ئةمريکا ضاوي لص بکرص، بةربةرةکاني لةطةپ هةأةشة درصذخايةنةکان دةکةونة ثةراوصزةوة. کةوابص ئةمريکا دةبص أوانيني خؤي لةمةأ ضؤنيةتي کةپک وةرطرتن لة هصزي نيزامي، بةرةو هاوکاري ديثلؤماتيک و ئابووري بطؤأص. ستراتذيستةکاني طةلآپةي سصهةم ئةطةرضي لة سةر ئةم بأوايةن کة ويلايةتة يةک طرتووةکاني ئةمريکا هةر وةک ثصشوو دةبص خاوةن هصزترين، هصزي نيزامي لة جيهان دا بمصنصتةوة. بةلآم لة هةمان کات دا دةبص ثصکهصنةري هاوثةيمانييةکي نصونةتةوةيي بصت و هةوپ بدات بة هؤي فرسةتي ئابووري کصشة جيهانييةکان ضارةسةر بکات. بة جؤرص کة نةزمصکي جيهاني دامةزراو لة سةر دوو بنةماي ديثپؤماسي و فرسةتي ئابووري بؤ لة نصو بردني هةأةشةکان دابمةزرصنص. شياوي سرنجة هاتنة ئاراي سيستمي هاوسةنطي هصز و دةسةلآتي تةک ـ فرةلايةن بوو بة هؤي ئةوة کة کةش وهةواي سياسي ئةمريکا لة بةستصني ئةمنيةتي ئةوأؤيي دا خاوةن تةکةسسوري ستراتذي بصت. بة جؤري کة لة نصو دوو حيزبي سةرةکي ئةو ولآتة سص جناح و طةلآپة بصتة ئاراوة.
هةرضةند بةرز بوونةوةي کصشةي هةپةکاني ستراتذيکي کؤماريخوازةکان لة عصراق بوو بة هؤي ئةوة کة طرووثي بةيکصرـ هةميپتؤن طةلآپةي خؤي ثصشکصش بة سةرؤک کؤمار بکات. بةلآم هصشتا زؤر أوون نية و ضاوةأوان ناکرص کة ديسان وةک سةردةمي شةأي سارد لة ئاستي ئةمنييةتي نةتةوةيي أةوتصکي تةک ستراتذيکي بصتة ئاراوة. هةر ضةند ئةم طةلآپةية خاوةن تايبةتمةندييةکاني هةر سص طةلآپةي ( هصزي نيزامي، هاوثةيماني نصونةتةوةيي، ديثپوماسي و فرسةتي ئابووري) لة خؤ طرتووة.
سةرضاوةکان:
بالدوين ـ ديويد: بررسی های امنیت و پایان جنگ سرد، ترجمه علیرضا طیب.
حسيني ـ شاهو: بازدارندگی، جنبش ملی کرد و استراتژی قدرت، مجله مهاباد، شمارهای 64و 65.
حسینی ـ شاهو: مشکلات ژئوستراتژيک روسیه، مجله مهاباد، شماره 63.
روزنا ـ جیمز: امنیت در جهان آشوب زده، ترجمه علیرضا طیب.
هافندرون ـ هلگا: معمای امنیت، ترجمه علیرضا طیب.
نوشته شده توسط در جمعه 25 اسفند1385 ساعت 9:27 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
نویسنده:داريوش صفرنژاد
در عصر امروز و حتي دهه هاي آتي پيش رو ،موضوع انرژي، به ويژه نفت و گاز و نياز روز افزون جوامع و كشورهاي مختلف جهان، يكي از ابزارهاي تاثير گذار در روابط بين الملل و حتي بر جهان امروز است. در اين مسير روسيه از چندين سال گذشته تا به امروز با ايجاد مسير هاي مختلف خطوط لوله گاز در مناطق متعدد از جمله در كشورهاي عضو سي آي اس ( كشورهاي مستقل مشترك المنافع شوروي) و همچنين برخي از كشورهاي ديگر در اروپاي شرقي و غربي به منظور صادرات اين انرژي مهم ،اقدام به ايجاد بازارهاي صادراتي مهم و قابل توجه براي خود كرده است. مهم تر اينكه وابستگي قابل توجهي را در اين كشورها به گاز صادراتي خود بوجود آورده است و در حقيقت در اين راستا اقدام به شكل دهي يك كانون مهم صادراتي با محوريت انرژي گاز و بدست گيري مونوپل صادراتي آن در دست خود كرده است. البته در داخل روسيه نيز تمامي فعاليتهاي مهم در عرصه گاز، در قالب شركتي به نام « گاز پروم» تمركز يافته است. برخي كارشناسان انرژي در جهان معتقدند كه در حال حاضر قدرت« شركت گاز پروم» روسيه به مراتب تاثير گذار تر از قدرت اتحاد شوروي و تاثير گذاري آن در زمان دوران جنگ سرد( در برخي موارد و در عرصه روابط بين الملل) شده است. حكومت فعلي روسيه به رهبري پوتين سعي دارد تا با واگذاري و تمركز كل موضوع گاز به «شركت گاز پروم» – كه طي يك روند چند ساله به انجام رسيده است – ضمن انحراف دادن نوك پيكان حملات متوجه خود در بحث گاز و صادرات آن، موضوع را به« گاز پروم» به عنوان يك شريك تجاري مستقل و جدا از دولت روسيه، منتقل نمايد، تا در اين عرصه متوجه مشكل جدي نشود. اين موضوع به ويژه در حركتهاي دو ساله اخير روسيه در بالا بردن قيمت گاز صادراتي خود به كشورهاي مختلف و حدود 5 برابر كردن بهاي گاز صادراتي اين كشور ـ از حدود 50 دلار به حدود 240 دلار در هر هزار متر مكعب – نمود عيني به خود يافته و به مرور و در پايان قراردادهاي قبلي با كشورهاي مختلف و تمديد و يا امضاي قراردادهاي جديد با آنها، در حال اجراء شدن است. در حال حاضر شركت« گاز پروم» با سياستها و اقدامات عملي خود، بر رفتار كرملين تاثير گذاري مستقيمي را به ويژه بر روي رفتار دولتمردان روسيه دارد . حضور عناصري نظير: چرنومردين در«گاز پروم» خود منجر به عملكردها و تاثير گذاريهاي سياسي اين شركت شده است. در واقع بالا بردن قيمت گاز نيز در اين مسير صورت پذيرفته است، چرا كه در صورت پائين بودن قيمت گاز، علاوه بر عدم صرفه اقتصادي، با توجه به تورم بالاي حاكم و روز افزون در اقتصاد جهاني، اين انرژي به عنوان يك ابزار جهاني و حتي تاثير گذار در روابط روسيه با كشورهاي ديگر اثر كم رنگ تري را داشته و نمي توانست به آن صورت كه امروز خود را نمايان مي ساز، مورد توجه قرار گيرد. در واقع هر گونه حركت روسيه در اين مسير چنانچه از صرفه قابل توجه اقتصادي برخوردار نباشد نمي تواند آن طور كه بايد و شايد خودش را نشان داده و تاثير جدي برجاي گذارد. ضمن اينكه روسيه با دارا بودن بزرگترين ذخاير ثابت شده گاز در جهان، هم به صورت بالقوه و هم به صورت بالفعل مي تواند حرف اول را در اين عرصه زده و تا ساليان سال در آينده نيز بزند. روسها معتقدند كه بحث آينده انرژي و امنيت آن- به ويژه در عرصه گاز - در دست آنان است. با قيمت پائين، روسيه نمي تواند چنين ادعايي را داشته باشد. اين امر مستلزم بالاتر بردن قيمت گاز و به تبع آن بالاتر بردن جايگاه روسيه به لحاظ اقتصادي و سياسي در جهان است. اين موضوعي است كه هم اكنون به صورت جدي و عملي در دستور كار آنها قرار دارد و در اين مسير به هيچ كس و حتي نزديك ترين متفق سياسي خود يعني بلاروس نيز ترحم و گذشت نمي نمايند. آنها آرام آرام و طي چند سال آتي سعي خواهند كرد تا اين موضوع را در نزد تمامي مشتريان گاز خود جا انداخته و حكمفرما سازند. البته در اينجا توجه به اين نكته ضروري است كه شدت يافتن موضوع تعيين بهاي گاز ميان روسيه و بلاروس بيشتر يك نوع نمايش است، چرا كه روابط دو كشور در سطح عملي و در مقطع فعلي( در تمامي سطوح و ابعاد ) بسيار بالا بوده و راهبردي است. در حقيقت پوتين قصد دارد تا با اجراي اين سناريو با نزديكترين متفق سياسي خود، اين مسئله را به ساير كشورهاي مشتري گاز روسيه نيز تعميم دهد ( به ويژه در مجموعه سي آي اس). البته اين روند در سال گذشته و از اوكراين و گرجستان شروع شده و يكي يكي شامل حال ساير كشورهاي طرف حساب روسها خواهد شد. ارائه گاز به قيمت واقعي، افزايش قيمت آن و پذيرش اين مسئله از سوي كشورهاي مشتري گاز روسيه، بدون شك منجر به بالاتر رفتن وابستگي هاي بيشتر اين كشور ها به روسيه خواهد شد. پوتين در دوره رياست جمهوري خود در روسيه، بر دو شعار محوري تكيه داشته و دارد: اول – ايجاد ثبات سياسي و اقتصادي در روسيه، و دوم – ارتقاء جايگاه روسيه در جهان امروز و معادلات بين المللي، كه وي طي اين دوره و تا به امروز، هم در حوزه سياست با بدست گيري امور مناطق وابسته به روسيه و هم در حوزه اقتصاد با توجه به عزل و نصب هاي انجام شده در«گاز پروم» و شكل دهي آن بر مبناي خواست خود، توانسته است قدرت و اقتدار را در اين جمهوري فدراتيو در دست بگيرد. در بحث گاز، به واسطه فصل سرما و نياز مشتريان به گاز روسيه، روسها حداكثر بهره برداري را تا به امروز به نفع خود كرده اند و حتي به جهت وجود فصل سرما در اين عرصه يكه تازي نيز مي نمايند. نتيجه اينكه: - در واقع با بال و پر دادن به موضوع گاز و در كانون توجه قرار گرفتن شركت« گاز پروم» در روسيه و نقش تعيين كننده آن در روابط روسيه با برخي از كشورها، اين مسائل مطرح است و عده اي از تحليل گران سياسي و اقتصادي در روسيه بر اين باور هستند كه پوتين قصد دارد تا با مهيا ساختن زمينه لازم در اين عرصه و بالاتر بردن تاثير گذاري و نفوذ«گاز پروم» در معادلات داخلي و خارجي روسيه، پس از اتمام دومين دوره رياست جمهوري در سال 2008 ميلادي، رياست و يا هدايت پشت پرده «گاز پروم» را شخصاً بر عهده بگيرد و سكان دار هدايت آن در مسير تعيين شده و شكل گرفته (طي سالهاي قبل توسط وي ) شود. تا از اين طريق با بدست گيري سكان هدايت« گاز پروم» به ادامه حيات سياسي و اقتصادي خود در روسيه – به عنوان يكي از افراد كليدي تاثير گذار و بازيگر اصلي در عرصه داخلي و خارجي و حتي سطح بين المللي – ادامه دهد. - طرح و انتشار طرح هاي ديگري نظير بحث ايجاد« اوپك گازي»، نيز در واقع اقدامي در جهت تحكيم موقعيت روسيه و«گاز پروم» و حركتي در جهت تثبيت طرح پوتين در اين راستا است. اين رويايي است كه پوتين با تحقق آن، روياي پادشاهي بر گاز جهان با استفاده از«گاز پروم» را در سر دارد.
نوشته شده توسط در چهارشنبه 4 بهمن1385 ساعت 11:27 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
تحول در شخصیت و توسعه یافتگی
تبارشناسی رفتار انتخاباتی
طرح سامانه دفاع موشكي آمريكا و واكنش روسيه
ترکیه و گسلهای منازعه
روانشناسي سياست خارجي روسيه
ترکیه،فرصت یا تهدید استراتژیک
کرکوک، تقابل استراتژیک آمریکا و ترکیه
دیالکتیک تغییر در دورانهای تاریخی و انقلاب معرفتی
ستراتیژیکانی ئه منییه تی نه ته وه یی ئامریکا پاش شه ری سارد
پوتين در روياي پادشاهي بر گاز جهان با استفاده از«گاز پروم»
درباره وبلاگ

این وبلاگ وابسته به هیچ گروه سیاسی نیست.
فهرست اصلی
نویسندگان
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY